تبليغاتX
****** اشك مهتاب******
زاد فرد اي خود امروز از اينجا بردار ++ اين نه راهيست که هر روزتوان آمدو رفت
در گلستان قشنگی که تو می آرایی
می شود برگ گلی را بوئید
می شود خنده ی لب ها را دید
میشود زخم دلی را بوسید
با محبت ،با مهر
عشق را در تن یک حادثه مرحم شد و با او روئید
از تولد تا مرگ
لحظه ها را خندید
آه...در لحظه میلاد تو ای رویش پاک
می شود عرش خدا را کاوید
راستی چشم تو در وادی سرسبز بهار
به چه سان می نگرد هستی ر
ا ؟

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  |