تبليغاتX
****** اشك مهتاب******
زاد فرد اي خود امروز از اينجا بردار ++ اين نه راهيست که هر روزتوان آمدو رفت
يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد
نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد
خطي ننويسم که آزار دهد کسي را
که تنها دل من ؛ دل نيست

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن
به دنيا آمده ام نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر
و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس
فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را
پنهان نكنم تا تنها نمانم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/24ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  | 

سلام بچه ها :

یه جوک باحال ......بخونید

یارو جیر جیرک رو میگیره . روغن کاریش میکنه..

جالب بود ...پس تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/17ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  | 

به شب بگو آفتابي شه

آي ! گل يخ ! آي ! گل يخ ! زمستونم بارش رو بست
طلسم زمهرير شب تنها با دست تو شکست
تو ياد دادي به اين صدا که سر بده ترانه رو
تويي که زنده مي کني شعراي عاشقانه رو
از من و تو گذشت عزيز ! به شب بگو آفتابي شه
ستاره رو سرم بريز ! به شب بگو آفتابي شه
آي گل يخ ! با تو ميشه دل به ترانه ها سپرد
با تو ميشه ستاره بود هميشگي شد و نمرد
وقتي که تو کنارمي تازه من و من مي بينم
آفتاب و مهتاب نمي خوام ، اين شب رو روشن مي بينم
از من و تو گذشت ، عزيز ! به شب بگو آفتابي شه
ستاره رو سرم بريز ! به شب بگو آفتابي شه
کليد نمي خوام گل يخ ! قفلا با بوسه وا ميشن
وقتي که تو پيش مني گمشده ها پيدا مي شن
قناري تو کنج قفس پرواز رو معنا مي کنه
براي ديوار که دست ، پنجره رو وا ميکنه
از من و تو گذشت ، عزيز ! به شب بگو آفتابي شه
ستاره رو سرم بريز ! به شب بگو آفتابي شه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/03ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  |