تبليغاتX
****** اشك مهتاب******
زاد فرد اي خود امروز از اينجا بردار ++ اين نه راهيست که هر روزتوان آمدو رفت
حس غريب   
تو همون حس غريبي که هميشه با مني
تو بهوونه ي هر عاشق واسه زنده بودني

تو اميد انتظاري تو دلاي نااميد
مثل ديدن ستاره تو شباي ناپديد

چه غريبونه گذشتند جمعه هاي سوت و کور
هنوزم اما نرسيدي اي تجلي ظهور

با تو ام، با تو که گفتي، تکيه گاه عاشقايي
ميدونم يه دنيا نوري، ساده اي، بي انتهايي

مث لالايي بارون، تو کوير بي صدايي
تو خود عشقي، ميدونم، ناجي فاصله هايي

تو همون حس غريبي که هميشه با مني
تو بهوونه يه هر عاشق باسه زنده بودني

تو اميد انتظاري تو دلاي نااميد
مثل ديدن ستاره تو شباي ناپديد

عمريه دلم گرفته گله دارم از جدايي
غايب هميشه حاضر تو کجايي، تو کجايي
تو کجايي، تو کجايي

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/15ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  | 

به نام خدا  

من مایل مهوش مسلسل مویم 

مدهوس میان مهوشان مهرویم

می میخورم و میان میخانه مدام

مدح و ملک و ملک مکان میرویم

 

شعری که تمام کلماتش با حرف میم شروع میشود 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/02ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  |