تبليغاتX
****** اشك مهتاب******
زاد فرد اي خود امروز از اينجا بردار ++ اين نه راهيست که هر روزتوان آمدو رفت
 

بهار در آدينه


چه باشم و چه نباشم بهار در راه است
بهار همنفس ذوالفقار در راه است
نگاه منتظران عاشقانه مي خواند
كه آفتاب شب انتظار در راه است
به جاده هاي كسالت ، به جاده هاي تهي
خبر دهيد كه آن تك سوار در راه است
كسي كه با نفس آفتابي اش
سرٌ شكستن شب هاي تار، در راه است
كدام جمعه ؟ ندانستم ولي پيداست
كه آن وديعه پروردگاردر راه است
دلم خوش ست ميان شكنجه پاييز
چه باشم و چه نباشم بهار در راه است

م . سنجري
از كتاب انتظار سبز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/06/28ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  | 

خیلی دور ... خیلی نزدیک...

یه صبح بهاری وقتی هر آدمیزادی برای جمع کردن به قول خودش اندوخته اش پی ِ کاری میره ...

هفت کوس از هفت پنجره ی آسمون بیرون می آید و آهنگ رحلت می نوازند . منادی ندا       می دهد : بشتابید با هر آنچه دارید...

آدمیان را غلغله ای عجیب در می گیرید هر کس فارغ از آنچه لحظه ای پیش به دنبالش آمده بود سخت تر از همیشه به تکاپو می افتد تا هر آنچه برای سفرش لازم دارد در اندوخته اش بگذارد .

منادی هر لحظه بانگش فراگیرتر می شود : آهای ، با شمائیم ، بشتابید این همه تعلل برای چه؟

- چه می گویی ! سفری عظیم در پیش است مگر بدون باروبنه می شود؟

 لحظات حتی سریعتر از برق و باد می گذرند...

هان ! سکوت پیشه کنید در محضر الهی هستید هر آنچه آورده اید بر زمین افکنید، رسیدیم ،اینجا منزل آخر است .

بارالها ! لحظه ای امانم ده تا بار همسفرانم از گمرک درگاهت رد شود من برگشته ام ...

تنها یک لحظه...

تو را لحظه ها امان دادیم اما جز کالایی بی مصرف برایم نیاوردی این همه به دنبال چه بودی که یک لحظه را از این سفر غافل ماندی!؟ ...

کاش ... یک لحظه در میان آن همه با تو بودم برای تو بودم

کاش تنها در میان آن غوغای دود و ماشین آنی برای تو می زیستم ...

کاش ...

خیلی دور ... خیلی نزدیک...

چند صبح دیگر به طلوع مهدی نمانده...

بشتابید ...

قدر لحظه لحظه هایتان را بدانید...

توشه ی خود را از آنچه باید انباشته کنید تا سفری بخیر و سلامت داشته باشید.

 

"Life Springs Forth" © SuperStock, Inc.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/13ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط حبيب قاضي  |